تبليغاتX
پرنسس کوچولوی ما
دختر ناز مامان و بابا

آنیسا کوچولوی ما روز جمعه با قد ۴۷ و وزن ۳۱۰۰ با روش طبیعی به

 دنیا اومد.

آنیسا جون به دنیای ما خوش اومدی

اینم عکسای آنیسای چشم آهویی ما:

 

 

 

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 4 PM نويسنده ویدا و پیمان |
هر چی انتظار کشیدیم و صبر کردیم آنیسا خانم تشریف نیاوردند . من هم فردا میرم

بیمارستان مهر برای زایمان .

دکترا میگن سر وارد لگن نشده! وزنش هم ۲۸۰۰ شده ! این علامتهای تعجب واسه اینه که

 هفته پیش گفتن سرش وارد لگن شده و وزنش هم ۳۵۰۰ هست . به هر حال فردا جمعه ۲۷

شهریور همه چیز مشخص میشه.

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 3 PM نويسنده ویدا و پیمان |

دیروز رفتم دکتر ُ سر نی نی وارد لگن شده و به زودی دنیا میاد . ما هم منتظریم ُ البته من

 دوست دارم بمونه و حسابی تپلی بشه . از طرفی هم دیگه حسابی دخملی رسیده و آماده

 دنیا اومدن شده .

 

+ تاريخ جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 11 PM نويسنده ویدا و پیمان |

بعضی ها میگن دلشون برای دوران بارداری تنگ میشه؟

نمیدونم شاید من هم بعدا دلم تنگ بشه . برای شمردن تکونهای بچه . لمس بدنش زیر پوست

 شکمم . برای استرس رو ترازو رفتن و هرروز چاق تر شدن . برای بررسی هر روزه پوست

 بدنم که ترک نخورده باشه . برای استرس سالم بودنش . برای سخت بلند شدن و

 نشستن . برای ...... نمیدونم شاید منم دلم تنگ بشه.

شاید این آخرین بارهایی باشه که تو دوران حاملگیم مینویسم چون دیگه لب مرزم و هر لحظه

 ممکنه دخترم دنیا بیاد . من هم آماده هستم . خونه تکونی ام تموم شده . ساکم رو بستم .

 مونده لباسهاش که برسه ایران . و ثبت نام دانشگاهم که اونهم فردا انجام میدم و بعد هی

 ثانیه ها رو میشمرم تا دخترم بیاد.

+ تاريخ چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 11 AM نويسنده ویدا و پیمان |
ما یه مهمون کوچولو و خوشگل داریم . حسابی سرگرم شدیم . رایان کوچولو و مامانش به

خاطر تولد پرنسس اومدن پیش ما.۲۱ روز دیگه تا تولد پرنسس مونده. حسابی شمارش

معکوس شروع شده.

+ تاريخ دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 0 AM نويسنده ویدا و پیمان |